شنی شنیدین میگن شیشصد و شصت و شیش ، سه تا شیش داره ! بقالی سر کوچه کشمیش داره ! همسایمون بالا بومشون دیش داره ! بچه که از خواب پا میشه جیش داره ! بپا که زنبور عسل نیش داره ! ماموره لابد هر کی که ریش داره ! پسر ِ دایی یه خونه تو کیش داره و از این حرفا ! شونصد تا طالع بینی مختلف ، اعم از : چینی و مصری و هندی و تاروت و قهوه و کارت و غیره داریم ، ته ِ تهش هم همه یه حرف را به شونصد مدل مختلف بیان می کنن ، آدم به جای دنبال کردن این طالع بینی ها ، همون آهنگ معروف ِ همه چیز آرومه ، من چقدر خوشبختمو گوش کنه ، سعادتمند تره .
چند چند روز قبل ، در ساعت اوج ترافیک ، هنگام غروب ، از ترس اینکه مبادا یهو بارون بگیره و بمونم زیر بارون ، سوار یه تاکسی شدم ، راننده تاکسی ، یه مرد مسن بود که از زبان یانکی ها فقط اُه مای گاد را بلد بود ، همه چیز را به زبون تایلندی می پرسید و وقتی جواب می گرفت تهش هم یک اُه مای گاد خیلی غلیظ اضافه می کرد ، به گمونم جوونی هاش فیلم زیاد دیده بود ، ترافیک وحشتناکی بود ، تقریبا نیمی از مسیر را خیلی موقرانه و مثل همه تایلندی ها با مراعات و مدارا رانندگی کرد ، از یک جایی به بعد ، روی لایی کش های ایرانی را سفید کرد ، از اونجا به بعد تا خونه من پیش خودم فکر می کردم چرا این یهو از این رو به اون رو شد ! وقتی گفتم اینجا پیاده میشم ، ننه مرده به زبون اومد که خیلی گرسنه شدم ، من تا قبل از این تاثیر بی حوصلگی و عصبانیت و خواب و غیره را در تند راندن دیده بودم ، اما برای اولین بار تاثیر گرسنگی را بر رفتار رانندگی دیدم و ایمان آوردم که چرا شکم گرسنه رب و روب حالیش نیست . الان بیشتر از اینکه فکر کنم راننده های ایرانی بی حوصله اند دارم فکر می کنم مبادا همۀ اونها گرسنه اند !!
فینگلیش نوشتن می تونه کمک موثری در نشر و بسط زبان فارسی باشه ، غیر ایرانی هایی که یه کم انگلیسی بلد باشن می تونن اینجوری با کمک یه ایرانی ، زبان ایرانی یاد بگیرن ، یه سی دی رایت کردم برای یکی از دوستان تایلندی ، یه سی دی از موزیکهای ایرانی ، خب ، اسم موزیکها فینگلیش تایپ شده ، اون تلفظش را از روی تابپ فینگلیش می خونه ، زنگ می زنه یا پیامک می زنه بهم که مثلا گل خانوم چی مشیه ؟ یا روز تولد تو یعنی چی و از این چیزا ، منم براش به انگلیسی معنی می کنم ، اینجوری اون هم زبون فارسی را کم کم یاد می گیره ، برای ارائه یک بسته فرهنگی که حتما نباید یک دولت بود .
اولین سری از سریال شام ایرانی را که به گارگردانی آقای بیژن بیرنگ آغاز شده ، دانلود کردم و دیدم ، خیلی لذتبخش بود ، گروه اول ، گروه خوب و یکدستی بود ، من چند بار از وبسایت من و تو وان ، شام ایرانی را به صورت آنلاین دیده بودم ، می تونم به جرات بگم که هر چند شام ایرانی آقای بیرنگ به نوعی کپی برداری محسوب می شود ، اما ، سری اولش از شام ایرانی کانال من و تو وان خیلی جذاب تر و دلنشین تر بود . در شام ایرانی آقای بیرنگ زیبایی هایی وجود داشت که غیر قابل وصف هستند .
چهار قسمت از سریال مسیر انحرافی را هم دانلود کرده و دیدم ، از همون قسمت اول هم پیدا بود که این سریال ، یک کپی طنز به شیوه ایرانی از سریال آمریکایی لاست هست ، اما ، با این تفاوت که این یکی واقعا ضایع و مضحک به نظر می رسد ، ایکاش ، نویسندگان و کارگردانان ایرانی کپی نکنند یا اگر هم دست به کپی می زنند ، دست کم مثل چینی های چشم بادامی اما خیلی پر ادعا ، کپی کارهای پخته و ماهری باشند . دلیل اصلی دیدن این سریال ، این بود که چندی قبل در ایام عید نوروز ، در یکی از خبرگزاری ها خبری را خوانده بودم که طی آن ، خانم بهنوش بختیاری گلایه کرده بودند که معرفی و گزینش چهره های طنز در کشور سلیقه ای است و ملاک حرفه ای ندارد ، بعنوان مثال هم ، ایشون از ایفای نقش توسط خودشان در سریالی بنام مسیر انحرافی یاد کرده بودند که : مگر یک بازیگر طنز باید چقدر هنر به خرج بدهد تا به او پرداخته شود ! با همۀ احترامی که برای خانم بختیاری قائلم اما از ایشون دعوت می کنم چند وقت بعد از پخش این سریال دوباره و بی طرفانه بنشینند و سریال را از نو ببینند ، شاید در گفته های خودشان تجدید نظر کنند !
سال نوی تایلندی هم با جشن معروف آب ( سونکران) آغاز شده ، مردم سه شبانه روز مثل دیوونه ها به هم قراره آب بپاشن ، هر چند آب نماد روشناییه ، اما ، آبی که اینها می پاشن می تونه کاملا نماد بیماری باشه ، توی بشکه های 60 لیتری قالب های یخ میندازن ، وقتی می پاشن آدم همۀ وجودش یخ می زنه ، حالا بماند که پودرهایی هم به سر و صورت و لباس می مالند که گاهی پودر بچه اند و گاهی پودرهایی مشابه گل سر شور ایرانی و گاهی هم در کمال شیطنت آغشته به فلفل !!! این بار هم نشد که خشک از جریان در بریم ، خیسمون کردند ، خدا خیسشون کنه .
برنامه هفت را دانلود کردم که ببینم آقای طالبی چی میگه ؟ هر چند قلاده های طلا را تا حالا ندیدم ، اما ، شجاعت طالبی را در ابراز این موضوع که از وزارت اطلاعات در خواست بودجه کردم اما ندادند را پسندیدم ، اقرار به این موضوع هم شجاعت می خواست ، اون هم در فضای ملتهب امروز جامعه ایران که میل به خط کشی و مرز کشی بین مردم زیاد شده ، واقعیت اینه که شخصا ، شخصیت ابوالقاسم طالبی را خیلی نمی پسندم ، اما ، کور کورانه داوری کردن هم شرط انصاف نیست ، متاسفانه یا خوشبختانه ، انگ ِ کار سفارشی به کسی مثل طالبی به این سادگی ها نمی چسبه ، صد در صد هم کار طالبی را تحسین نمی کنم ، اما ، فکر می کنم که متاسفانه ، موازی کاری و ورود غیر سینمایی ها به ورطۀ سینما ، به ناهنجاری های این صنعت دامن زده ( مثل ورزش و سایر موارد ) ، چون نه راهی برای چاره دارند نه شهامتی برای ارائه !
امروز با یکی از دوستان آمریکایی مقیم تایلند گپ می زدم ، از من سوال کرد اگر اسرائیل به ایران حمله کنه چیکار می کنی ؟ گفتم بر می گردم به وطنم و رو در روی اسرائیلی ها می ایستم ، گفت اگه آمریکا وارد جنگ بشه چیکار می کنی ؟ گفتم بر می گردم ایران و با آمریکایی ها می جنگم ، گفت اگه وسط جنگ من و تو رو در روی هم قرار بگیریم چیکار میکنی ؟ گفتم بی شک می کشمت ، گفت واقعا می تونی منو بکشی؟ گفتم حتما ، چون ما ایرانی ها فقط در مقام دفاع از خاک و کشورمون می جنگیم ، روزی که تو رو در روی من باشی ، یعنی تو به خاک وطنم تجاوز کردی ، پس می کشمت چون اولین و بزرگترین و زیباترین رفیق من بعد از خدا ، وطن من خواهد بود ، گفت اگه بیرون از خاک شما باشه ؟ گفتم ما اسکندر مقدونی نیستیم ، مدافع و پاسدار خاک خودمونیم ، از ما بعید و دوره که بیرون از وطنمون برای خاک کشوری دیگه حرص بزنیم . حقیقتا ایران چیزی نیست که قابل معامله باشه .
یه آقایی در سفارت ایران در بانکوک هست ، که نمی دونم چرا دیپلمات شده ، شاید حق این بود که آگاهی چی می شد ، وقتی ایرانی ها به سفارت مراجعه می کنند ، سوالات نامربوطی می پرسه که به نوعی بازجویی از ایرانیان هم قلمداد میشه ، تا حالا هر کی این آقا را ملاقات کرده ، بعدش بلا استثناء ابراز انزجار کرده ، تعجب می کنم از این آدم ! اگه شما بازجویی چرا عنوان دیپلمات را یدک می کشی ؟ اگر دیپلماتی چرا بازجویی می کنی از خلایق !! این قبیل آدمها مایه وهن جمهوری اسلامی اند و وجودشان مثل آنفلونزای نوع اِی خطرناک است ! وجود چنین آدمـی در سفارت ایران باعث شده که خیلی از ایرانی ها ی مقیم رغبتی به مراجعه به سفارت نداشته باشند . وقتی خلقیات این آدم به دیپلمات شباهتی ندارد مردم حق دارند که فکر های دیگری کنند .
تصور می کنم که ، یا مجلسی ها با دولتی ها ، یا دولتی ها با مجلسی ها ، یا شاید هر دوتای اونها با مردم ، شوخی دارند ، شونصد هزار بار حرف از استیضاح وزیر زدند و سخن از سوال از رئیس جمهور راندند و الخ ، تهش هم ما نفهمیدیم کی به کی بود و چی شد اصلا ، دقیقه نود خودشون ، خودشونو ناکام گذاشتن و رئیس جمهور را بدرقه کردند که آقا استیضاح وزیر منتفی شد و آخر قصه هم هنوز کسی نمی دونه که آقای سعید مرتضوی بالاخره استعفا داد یا منصوب شد !!! به نظر شما بوی شوخی به مشام نمی رسه ؟!
از قدیم گفتن : آب که سربالا بره قورباغه ابوعطا می خونه ، راست گفتن خب ، میگین نه یه نگاهی به شیوخ امارات متحده عربی که بندازین متوجه میشین ، با این تفاوت که در این مورد خاص آب هنوز هیچ تکونی نخورده ، اونها خیلی استعداد خوانندگی دارن ، حتی به روایتی هم میگن این قورباغه ها واسه هفت تیر کش شدن هم خیلی استعداد دارن ، مربی هفت تیر کشی آمریکایی استخدام کردن !!!
تا بوده اینجوری بوده که اصولا ضعیف تر ها واسه اونی که بر و بازویی داشته و سینه ای ستبر کرده بوده و عرض شونه ای داشته و کلهم الاجمعین هیکلی به هم زده بوده شاخ و شونه نمی کشیدن ، اما در خبرها خوندم که آقای فاطمی ( پسرعموی محراب فاطمی ) که مدال نقره قهرمانی پاورلیفتینگ آسیا را دارد وقتی همراه با رفیقش از خونه اومد بیرون که بره سوار ماشینش بشه ، پنج شش تا جوون لاغر مردنی با تیزی پریدن دور و برش ، یورشی بردن و زنجیر طلای گردنش و شاید هم چیزی دیگه را ازش زورگیری کردن ، و به گفته خودش اگر دوستش به کمکش نمی رسید احتمالا می کشتنش ، ناخودآگاه یاد این موضوع افتادم که ، شغالها ، وقتی به سال قحطی میخورند دسته جمعی حتی ممکن است به آدمیزاد هم حمله کنند ، حالا به نظر شما سال قحطی شده یـا مخدرهای جنـس درست توی مملکت زیاد شـده ؟ گمونم بهتره همه بدنسازها ول کنن برن رشته رزمی تمرین کنن ، برای سلامتی خودشون هم که شده بهتره برن .
شاد باشید ، تا بعد .

