بهار آمده ، پُر کن از آن می ِ باقی .
صدای ِ پای ِ بهار است ، اینکه می آید
ببین که مادر ِ گیتی شکوفه می زاید............
سال جاری ، با همه خوبی ها و بدی ها ، با همه وقایع تلخ و شیرینش ، می رود که رفته رفته به تاریخ پیوند خورده و در بایگانی خاطره ها جای بگیرد .
برخی از سالها بواسطه وقایعی که در آن برای آدمی رخ می دهند ، به سرعت باد می گذرد و تو گویی که اصلا سال نبوده و چندماهی بوده که در چشم بر هم زدنی طی شده است .
سال هشتاد و هشت ، برای من سال غریبی بود توام با اتفاقات تلخ زیاد ، ولی ، سخت جانی کردم و زنده ماندم و چشم امید به سال نو دارم ، یاد این ترانه افتادم که یادم نیست خواننده اش که بود؟ که می گفت : به فردا دلخوشم ، شاید که با فردا ، طلوع خوب خوشبختی ِ من باشد .
در هر حال ، هر چند این روزها از ایران دورم و نیستم که شاهد التهاب های شب عید باشم ، ولی اینجا گونه ای دیگر از التهاب را می بینم ، گروه منتقدین دولت ِ نخست وزیر پسیت و طرفداران نخست وزیر پیشین ( تکسین شیناواترا) که بواسطه انتخاب رنگ قرمز به قرمزها شهرت دارند ، سه روز مجوز برگزاری راهپیمایی و تحصن گرفتند از وزارت کشور تایلند و البته امروز این مجوز به پایان رسید . سه روز قبل آنها طی بیانیه ای ، ضرب الاجلی به نخست وزیر پسیت دادند که طبق آن تا ساعت 12 ظهر دیروز به دولت مهلت داده بودند که استعفاء کند ، ولی خب ، آقای پسیت استعفاء نکرد و همچنان روی کار است ، دیروز طی یک اقدام واقعا بی سابقه ، یکی از میان جمعیت با یک قبضه مسلسل دستی سبک ام پی 72 به سمت نیروهای ارتشی آتش گشود که در نهایت منجر به کشته شدن یک سرباز ارتش تایلند و زخمی شدن دو تن دیگر شد ، این عمل به قدری دور از ذهن بود ( با توجه به رفتار و کُـنش تایلندی ها ، که کلا از برخوردهای خشن دورند ) که هنوز هم اجتماع تایلند در شوک حاصل از این موضوع قرار دارد و همه جا با تعجب از آن یاد می کنند ، گویا هنوز نتوانسته اند باور کنند چنین اتفاقی حقیقتا رخ داده است . با عنایت به اینکه ارتش تایلند دخالتی در اختلاف بین دولت و مردم ندارد و تنها وظیفه حفاظت از اماکن مهم را بر عهده داشته ، این اقدام بنا به هر نیتی که بوده ، باید آن را نوعی شیطنت و خباثت تلقی کرد که طی آن سعی کرده اند ارتش را درگیر کنند .
سال قبل درست در همین ایام بود که قرمزها ، به اصطلاح شهر را شلوغ کردند و آنقدر ادامه دادند که بر خلاف میل ِ ستاد مشترک ارتش ، نیروهای ارتشی با فرماندهی ژنرال سون تی که یک ژنرال شیعه است وارد عمل شدند و آشوبها را از بین بردند ، هر چند وقتی می گویم آشوب نباید چیزی مثل اشوبهای کشور خودمان را در نظر بگیرید ، چون اینجا برای مثال مردم سال قبل فرودگاه را اشغال کردند ، اما نه چیزی شکسته شد ، نه سوزانده شد ، بلکه فقط مردم آمدند داخل فرودگاه نشستند و از جایشان بلند نشدند ، جالب اینجاست که بعد از صرف هر وعده غذا ، چند نفر از بین خودشان ظروف غذا را جمع کرده و می بردند در سطل زباله جای می دادند ، یعنی یک شورش کاملا جنتلمنانه .
پادشاه رامای نهم نیز دخالتی نمی کند ، ایشان به نخست وزیر اعلام کردند که مشکلات دولت را با مردم حل کنید ، این مشکل شماست با مردم ، و باید خودتان حل کنید . هنوز هم مشخص نیست نخست وزیر پسیت چه راهکاری را ارائه خواهد داد !!
برای شب سال تحویل نیز ، ایرانیان مقیم تایلند ، سالن اجتماعات یکی از هتل های بانکوک را اجاره کردند تا هنگام تحویل سال ، همه کنار هم باشند و مثلا سال نو را با شادی و در یک جمع ایرانی برگزار کنند ، حالا بماند که بعضی ها چشم دیدن بعضی ها را ندارند ولی خب ، خوب است که هنوز به رسوم پایبندی دارند .
از درگاه یگانۀ منان ، حضرت دوست ، برای همه عزیزان ، برای همه هموطنانم ، سالی خوش ، توام با سلامتی ، بدور از حادثه و واقعۀ بد ، آرزومندم .
بر آن کوش ، این رسم ایرانیان
نمیرد به نیرنگ تورانیان........
نوروز ، این بجا مانده از جمشید و هوشنگ و دیگر کیان ، برهمه عزیزان فیروز باد.
شاد باشید .
تفسیر شبناله های باد در کوچه های گنگ و تهی از عبور نیست