مثلا بهارونه !
وقتی میگم بهارونه ، نمی دونم چرا ناخودآگاه کلماتی مثل بهار دونه ، بهار یکی یه دونه ، خل و دیوونه و کلی از این کلمات عجیب و بد به ذهنم میرسه ؟ چی بگم والله ! آدم خودش می مونه .
به هر حال چه با هجوم این کلمات ، چه بی هجوم این کلمات راست راستی دو سه روز دیگه داره میاد ، بعدش هم که قراره روسیاهی بمونه ، بیچاره زغال که بار جماعتی را هر سال بهار باید به دوش بکشه !
یکی می گفت ( البته اون قدیما ) : عید آمد و ما لختیم....رفتیم به بابا گفتیم ، بابا هم گفت پَـــ نَــــ پَــــ میخوای کت و شلوار تنت کنم که بعدش بگی حالا دیگه وقت زن گرفتنت شده !!
تجربه بهار خوشرنگ ایران زمین ، با اون هوای لطیف و بی مثالش و بارانهای گاه و بیگاه دل انگیزش ، در تابستان و اوج شرجی هوای یک کشور دیگه ( بالغ بر 80%) یک حس لذت توام با انزجار و تنفر شدید را به آدم القاء می کند که نمی دانی بخندی یا زار زار به حال خودت گریه کنی !!
از اونجا که کانون ایرانیان مقیم تایلند به خودی خود منحل شد ! و از این سفیر و سفارتخونه اش هم انتظاری نمیره ، و از طرفی هم رئیس جدید خـانۀ فرهنگی ایـران تازه اومـده و هنوز داره ساوادی کــاپ گفتن را تمرین می کنه احتمالا ،پس طبیعتا مراسمی نخواهد بود ، و با نظر به اینکه مابقی دوستان ایرانی حاضر هم یا عیالوارند یا دارن عیالواری را تمرین می کنند ، و با عنایت به فرمودۀ آن ذلیل مرده مجهول که گفته : هر که می بینی دلبری داره...با دلبر خود عالمی داره....اما واسه ما طبل تو خالی....خالی بودنش هم عالمی داره ! ، پس فکر کنم ، موقع سال تحویل یا خوابم یا خودمو به خواب خواهم زد ، حالا ، به قول اصفهانی ها : تا چه شود !!!
اما با همه این غرولند ها و پیش بینی های من ، دلیل نمیشه که طبیعت خدا دست از معاشقه کشیده و آدمی را افسون نسازد .
شب تولد سوسن ، شبی که تب می داد
ببین که لادن زیبا ، به باد لب می داد
چمن که خانۀ دل را به نسترن می باخت
گل اقاقی ولی گیس یاسمن می بافت.................
نوروز کیانی ، این فرخنده پی فیروز ، این بجا مانده از هوشنگ و جمشید و دیگر کیان را ، به یکایک دوستان تبریک گفته و زیباترین و بهترین ها را برایتان آرزومندم . آمیخته به بهی است که : بر آن کوشیم که این رسم ایرانیان ، نمیرد به نیرنگ تورانیان .
دلم واسه تخم مرغ رنگی پکید ، خداوکیلی هر کسی هر جا رفت دید تخم مرغ رنگی دارن یکی هم به نیت من برداره و به صاحب خونه بگه سهم یتیمه ولی نامردین اگه اون تخم مرغ را با نمک زیاد نخورین . وای ی ی ی .
حالا گذشته از صد سال به این سالها و این حرفها ، در مورد انفجارات بانکوک و اینا ، هر چند سفیر محترم ایران کلی کوتاهی کرد ، ولی دمش گرم و سرش بادا سلامت ، این رهبر شیعیان تایلند ، چند تا برنامه زنده تلویزیونی رفت و کلی دفاع کرد از ایران و ایرانی ، با چند تا نشریه مصاحبه کرد و خلاصه گلی به گوشه جمالش ، توی این وانفسای ایرانی بده ، بد ، بد ، ما رو تنها نگذاشت . یادش به خیر وقتی محسن پاک آئین سفیر ایران بود در تایلند ، خدا پیغمبری به تبع زحماتش اسم و رسمی داشت ایرانی توی این خراب شده که کلا چند صد ساله از درخت نشینی به زمین نشینی خو کردند .
دیروز فایل صوتی پاسخ رئیس جمهور محترم به نمایندگان مجلس شورای اسلامی را گوش دادم ، شاید هم دو روز قبل !! دروغ چرا ؟ یادم نیست خب ، از کل مطلب چیزی نفهمیدم راستش ، فقط فهمیدم که : دم عیدیه بیاین شوخی کنیم که خوش بگذره ، به من که اینقدر خوش گذشت ! وای به حال نمایندگان مجلس ، گمونم از خوشی راه خونشونو هم گم کردن ، فقط نفهمیدم چرا بعدش هم تکذیبیه دادن ، شاید نمی خواستن زیاد خوش بگذره به ملت ، اصلا شاید اونا بدخواه ملت هستن ؟! من با عقل ناقص خودم فکر میکنم داشتن یه رئیس جمهور شوخ خیلی بهتر از داشتن یه رئیس جمهور بد اخم و ترش رو باشه ، یک سری نماینده ، وقت ملت و دولت و مجلس را گرفتند که که تهش مثلا علی آقای اردشیر لاریجانی بگه در فلان مورد کم لطفی کردید !! خب بابا جون یه مجلس خودمونی منعقد می کردین ، تنقلات اینا هم می ذاشتین ، همین پروسه طی می شد ، تهش هم علی آقای اردشیر لاریجانی باز همون موضوع را می گفت ، اینهمه هوار و حسین نداشت که !؟ ولی سوای از هر مطلبی ، من فهمیدم که همه ایرادات وارد به رئیس جمهور محترم فی الواقع به مجلس وارد بوده و اونها کمی کوتاهی کردند ،
یک مطلب غریبی هست ، شاید هم عجیب ، نمی دونم ، در طول این مدت ، اشخاص مجازی زیادی به وبلاگ من رفت و آمد داشتن که حالا ندارن ، خیلی هاشون تا چند ماه قبل فعال بودن ولی الان دریغ از هیچ حرکتی یا نظری ! از مهربانو های یک و دو گرفته تا رضا سلیمانی و فقیر عزیز و شبلی گرامی جعفر بهروان راد و گیلی & امین ، نارتی تی و یزدان و کیارش و کیانوش و کلمه و خودم و سه نقطه و الی ماشاء الله ، دوستان عزیزم ، هر کجا هستید باشید ، امـا نه آسمان مال شماست نه زمین ، ولی سخت امیدوارم که سلامت و سعادتمند باشید .
دلم میخواد ضمن عرض ایدون باد مجدد به ارواح پدر و و مادر مهوش عزیز که طی سال نود از نعمت حضورشان محروم شد و شوهر ماهش بیژن ، ازشون بخوام که اگر به عبادت نیک بانو یا کوه حیات بانو مشرف شدن ، یادی هم از حقیر کنند و از جانب حقیر بگویند که : بانو سخت دلتنگ شمام .
راستی ، با توجه به گرانی و تورم های اخیر که صد البته وجود خارجی ندارند و بنده قصد درشت نمایی دارم ، یکایک دوستان را دعوت می کنم که نگاهشان را به آجیل ها و شیرینی ها و میوه های سفره های هفت سین فک و فامیل و دوست و رفیق کمی ناموسی تر کنند انشاء الله !
این قسمت از نوشته خواننده خاص دارد ، سوء برداشت اکیدا ممنوع ، حتی شما دوست عزیز !!
می دونی دیشب خواب دیدم عروسی علیرضا و نسترن است ، من و تو قراره فیلمبردار باشیم ، بدبختها را از سه روز قبل توی خونه به بند کشیدیم که چیه ؟ که مثلا یه فیلم عروسی به سبک فیلمهای عروسی که چه عرض کنم هندی امروزی بسازیم ، ولی علیرضا همراهی نمی کرد و مدام نق میزد ، مجبور شدیم بندازیمش توی یک وان پر از یخ برای تنبیه داماد خطاکار ، تعبیرش هر چی که هست به من ربطی نداره ، من فقط وظیفه داشتم خوابشو ببینم ، ولی محض احتیاط یه صدقه کنار بذار ، راستی ! این فواد و خانمش هم خیلی توی کار ما فضولی میکردن ، اصلا انگار اونها رئیس بودن !!!!!!!!!!!!!! راستی تا یادم نرفته ، هنوز بویی تحت عنوان الرحمن به مشامم نرسیده ، واقعا برام جالبه بدونم اول تو مرگ منو می بینی یا من مال تو را ؟ ولی از اونجایی که دل و دماغش نیست ترجیح میدم اول تو ببینی ، آخه اونوقت قیافه ات هم دیدن داره والله . زیادی طول کشید ، زود باش تمومش کن و بیا هیولا .
اصلا معلوم نیست این پست بهارونه هست یا جسته گریخته؟!
یه چیز بی ربطی میخوام بگم محض حسن ختام ، هیچکی به دل نگیره لطفا ، کلنگ از اسمان افتاد و نشکست....والا ما کجا و بی وفایی !!
دعای خاص : خداوندا از عمر حقیر بکاه و بر عمر پادشه شعر تپوری ( کیوس) بیفزا ، که وی جان شیرین ماست .
دوستان عزیز
از بهار لذت ببرید ولی هیچوقت بهاری نباشبد چون تبدیل میشین به یک موجود کچل و تک بعدی !!!
شاد باشید جمیعا.
وعدۀ ما : سال نود و یک .
تفسیر شبناله های باد در کوچه های گنگ و تهی از عبور نیست