یا سگتو ببند ، یا بیلت را بردار

دخترش معتقد است که پدرش یک دیوانۀ تمام عیار است ، می گوید : پدرم اوقات فراغتش در منزل ، همواره خود را با حضرت موسی قیاس می کرد ! مقامات محلی و ایالتی  ، او را یک فرصت طلب حرفه ای می دانند که جویای نام است . قیافه اش آدم را به یاد همه چیز می اندازد الا خدا ، بیشتر شبیه به دستیاران اهریمن است و در خوشبینانه ترین حالات آدم را به یاد گانگسترهای غرب وحشی یا نیروهای هنگ رنجر آمریکا می اندازد که در زمان جنگ با سرخپوستان ، گوش اجساد را می بریدند و به فروش می رساندند . بیست و پنج سال است که در بهترین شرایط بعنوان یک واعظ تنها پنجاه جفت گوش مفت پیدا کرده ، تازه آنهم پنجاه نفر پروتستان رادیکال که هر چه او بگوید می گویند صحیح است ، صحیح است !

وی آنقدر دیوانه است که می گوید :  "از مسلمانان نفرت ندارم اما از اصول اعتقادی و ایدئولوژی اسلام نفرت دارم " ، منظورم این است که او یک احمق به معنای کلمه است که به اندازه خر پیری سن دارد اما هنوز تعریف صحیحی از نفرت ندارد ! و حتی از درک این مهم عاجز است که وقتی از اصول عقیدتی اسلام نفرت داری پس از  همه مسلمین جهان متنفری .

و همین دیوانه در پاسخ به سوالی که رضا لاجوردی از او پرسید مبنی بر اینکه آیا هیچگاه قرآن را خوانده ای ؟ و به زودی نیز مستندش آماده می گردد ، جواب داد : " نه ، هرگز " . او از اصول اعتقادی و ایدئولوژیک دینی بیزار است که زحمت آتش زدن کتاب مقدسش را به خود داده ، اما زحمت این که یک برگ از آن را بخواند نه !! حقیقتا چنین جانور منحصر به فردی را قبلا دیده بودید ؟

او قرآن را همراه با همان پنجاه دیوانۀ یار غارش در عرض کمتر از ده دقیقه محاکمه کرده و سپس آتش زد و کمترین بازتاب کارش به آتش کشیده شدن مقر سازمان ملل در مزار شریف و کشته شدن 12 نفر از کارمندان آنجا در تاریخ 12 فروردین 1390 بود .

حال سوال این است که : او کشیشی هست که دیوانه شده ؟ یا دیوانه ای که کشیش شده ؟ پاسخش هر چه که باشد ، من عمیقا معتقدم که بهتر است مقامات کلیسای پروتستان آمریکا ، هر چه سریعتر فکری به حال این دیوانه کنند ، چرا که دیوانگی محض است که یک دیوانه را در کسوت یک کشیش آزاد بگذارند تا مثل سگی هار برای خودش ول بگردد و پاچۀ این و آن را بگیرد و نفرت مسلمین جهان را برای آمریکا بخرد .

و این آخرین لجن کاری اش را هم که همه دیدیم و شنیدیم . تهیه کننده و کارگردان که سوراخ موش می خرند ، عوامل و بازیگران هم که یک به یک مصاحبه می دهند و می گویند از ما سوء استفاده شده و این چیزها نبوده و چه و چه و هزار و یک کوفت و زهر مار دیگر !

دولتهای انگلیس و آلمان ، این سگ هار را ممنوع الورود کرده اند ، وستروله وزیر امور خارجه آلمان از وزیر کشور خواست که او را ممنوع الورود کنند و گفت که : کینه توزان جایی در این کشور ندارند ،  دولت آمریکا و حتی اسرائیلی های بی چشم و روی وقیح هم منکر هر گونه ارتباطی با این موضوع و عوامل آن شده اند .

هر چند این سگ هار سر سالم به گور نخواهد برد ، اما چیزی که بدیهی است ، این است که ، این امور بدون چراغ سبز از جایی قابل اجراء نبود ، دولت آمریکا که به بهانه های واهی و موهوم ، بنام اخلال در امنیت ملی و یا اقدام علیه منافع ملی آمریکا ، چه در آمریکا ، چه در سایر نقاط دنیا اقدام به جلب و در خیلی از موارد آدم ربایی کرده و می کند ، چگونه است که به یک سگ هار این آزادی را می دهد که منافع ملی و جان سربازان و اتباع کشورش را در سایر نقاط دنیا به مخاطره بیندازد ؟

واقعیت مسخره ای است ، اما ، اگر واقع بین باشیم خواهیم فهمید که در بین همۀ کشیش های دنیا کسی احمق تر از تری جونز پیدا نمی شد که مجری این اعمال قبیح و شرم آور باشد . برای هضم بهتر این چراغ سبز بد نیست گریزی به مصاحبه اخیر جسی ونتورا  فرماندار سابق مینه سوتا بزنیم که گفت :

"این امکان وجود دارد که دولت آمریکا از روی عمد در حال تشدید ناآرامی‌های فعلی در خاورمیانه  باشد ، چه کسی می داند که چه چیزی عامل این ناآرامی‌ها در خاورمیانه است؟ بیاد بیاوریم که کار سازمان سیا رفتن به خارج از آمریکا و به راه انداختن جنگ است ، چگونه من به این دولت اعتماد کنم زمانیکه هر چیزی که از دولت در می‌آید دروغ، دروغ و دروغ های بیشتر است. از نظر من در حال حاضر قابلیت اعتماد به دولت واشنگتن صفر است ، چرا باید در امور این کشورها دخالت کنیم. منظور من این است که ما پایگاههای نظامی در 160 کشور جهان داریم ، این یک امپراطوری است ، آمریکا باید خاورمیانه را به طور کامل ترک کند ."

البته خشم مسلمین جهان و پیامدهای ناشی از آن برای دولت آمریکا هر چند حاوی پیام مهمی بود ، اما به نظرم کافی نیست ، فقط ده دقیقه ، فقط ده دقیقه اگر مسلمین جهان یکپارچه و یک کاسه شوند ، تنها ده دقیقه همدلی مسلمانان ، برای پیچیدن نسخه همه دول زالو صفت دنیا کافیست . اما فکر کنم بدون این ده ذقیقه و با همین اعتراضات پراکنده هم این پیام به دولتمردان آمریکا رسیده باشد که :

هی یانکی ، یا سگتو ببند ، یا بیلت را بردار و دو تا قبر حفر کن ، یکی برای سگت ، یکی برای خودت .


جسته گریخته های 12

یک وقتهایی هست که آدم هر کاری می کنه از پاره ای از مسایل دور بمونه ولی باز هم نمی شه ، کشش است ! عادت است ! مرض است ! یا دست تقدیر  ! الله اعلم !.

این جسته گریخته ها هم شده بلای جان من و احتمالا  ، البته خوانندگان عزیز وبلاگ !

آخه بابا چه کنم من که دلم کوچیکه و حرف زیاد ؟! خب همین میشه که مجبورم جسته گریخته ، به اینور و اونور گریز بزنم ، که بعدش مثلا سایه عزیز بیاد بگه چقدر جسته گریخته ای و دیگران هم یه جورای دیگه و بعضی هم بی تفاوت برگزار کنند و یکی هم مثل اون خیر ندیده  " مدادتراش " بیاد توی پیام خصوصی و هر چی توی دهنشه بار تیر و طایفه خودش کنه و بره پی کارش .

اول از همه سردار رویانیان :

بنده بعنوان یکی از دوستداران سردار ، در زمره اولین مخالفین ورود ایشون به عرصۀ ورزشی اما پر عفن فوتبال بودم و هنوز هم هستم ، اما بینی و بین اللهی ، آدم اگه خواست بدی هم کنه باید به میزان بدی ای که بهش شده بدی کنه و ایضا انتقاد و قس علی هذا ، از سردار بودن آقای رویانیان که بگذریم ، این بنده خدا ، آدم خالص و مخلصیه ، من نه پسر خاله ایشونم نه نسبتی باهاشون دارم ، و نه منفعتی از ایشون به من می رسیده یا می رسه یا قراره که برسه ، ولی من این بنده خدا را از وقتی می شناسم که فرمانده نیروی انتظامی استان مازندران بوده ، ساده زیست و بی شیله پیله بود ، عصرهایی که فرصت داشت ، دختر کوچولوی گمانم یک ساله شون ( اگه اشتباه نکنم زینب خانم ) را بغل می کرد و بی محافظ و بادی گارد ، با لباس شخصی میزد بیرون ، گاهی پارک و گاهی بستنی فروشی و قنادی ، خلاصه قاطی مردم بود و بی زحمت مردم باهاش در ارتباط بودند و هر رقم راهنمایی قانونی ای که به ذهنش می رسید ، بی منت مشاوره می داد ، حالا الان رفته پرسپولیس و مدیرعامل شده ، تا بوده همین بوده که پرسپولیس بی حاشیه نبوده ، البته استقلال را هم بچسبونید بغلش ، خواه ناخواه این دو تا تیم هوادار زیاد دارن و اسم و رسمشون را قطار هم  بلکه زورکی یدک بکشه ، این آقا هم بنده خداست ، کدوم بنده خدا بی اشتباه بوده ؟ اگه بوده هم معصوم بوده ، ایشون هم که معصوم نیست و ادعایی هم نداره ، هر چه هم که در توانش بوده انجام داده تا حالا ، حالا چشممون را ببندیم و دهنمون را باز کنیم خیلی بی معرفتیه والله ، به قول اون بابا : گر تو بهتر میزنی ! بستان بزن . ضمنا محض اینکه خلط مبحث هم نشه من از بچگی استقلالی بودم ، گفتم که گفته باشم زبونم لال کسی منو پرسپولیسی فرض نکنه . اینجور نباشه که هیجان و حاشیه های فوتبال ما را از جاده انصاف منحرف کنه و به خاکی بزنیم ، انتظار معجزه فقط از حضرت حق میره ، از بنده اش فقط تلاش و کوشش بر میاد ولاغیر ، صلاح دان نتیجه هم باز خود حضرتش هست. من میخوام از همینجا به آقای رویانیان بگم که : در سلامت و عزت نفس شما ، حقیر که شکی نداره ، ولی قضاوت خلایق را واگذار کنید به روز داوری .

دوم ، آقای آیت الله هاشمی رفسنجانی :

همونجور که پر واضح است ، نسبت و قرابتی بین حقیر با ایشون نیست ، توی خبرها خوندم که در راهپیمایی روز قدس ، عده ای در مسیر تردد ایشون ، شعار مرگ بر ضد ولایت فقیه سر دادند و ایشون با لبخند به اون جماعت اظهار لطف کردند ، کاش اون جماعت به اندازه شعاری که سر می دادند یا دست کم به اندازه لبخند آیت الله هاشمی رفسنجانی ، درک و شعور داشتند !  خوشبختانه یا متاسفانه ، هاشمی یکی از گنجینه های منحصر به فرد انقلاب است و زبانم لال درک نخواهد شد و جای خالی اش احساس نخواهد شد مگر حد اقل ده سال بعد از نبودنش در قید حیات . در مورد آقای آیت الله هاشمی فقط می توانم به این مصراع بسنده کنم که : فصلی که ز موعدش کمی پیش آمد !

سوم ، جماعت ظاهرا ولایی ِ ولایت ناپذیر :

در این مورد فقط می تونم بگم که : تف بر آن نسلی که بی شرم آمده !!! شما که نه فرامین خدا را می خوانید و نه امر ولایت را می دانید ، سخت مانده ام که رو به کدام قبله نماز اقامه می کنید ؟! ( انشاء الله که اقامه می کنید ) !!!

چهارم ، زلزله آذربایجان :

و بشر الصابرین الذین اذا اصابتهم مصیبه قالو انا لله و انا الیه راجعون

وقتی که دست کوتاه باشد و راه بعید و خبر ناگوار ، چه توان گفت جز ذکر این آیه شریفه از کلام الله !

متاسفم برای آنان که در پی واقعه ای طبیعی و چنین دلخراش ، دنبال دست اجانب و توطئه استکبار جهانی و یا زبانم لال ، رد پایی از عامل فساد و فحشاء می گردند ! شاید باید دوباره دوره و مرور کنند آیات کلام الله را !!

پنجم ، کشتی آزاد :

این روزها برخی دانسته و نداسته بر طبل تفرقه می کوبند و هی آقا رسول و آقا غلام می کنند ! شده حکایت علم بهتر است یا ثروت ؟ و به قول یک ترانه سرای قدیمی ، گوشۀ پرت نیمکت .

حضرات یا رسول خادم را نمی شناسند یا غلامرضا محمدی را ! یا هر دو را با هم ! که اگر ذره ای شناخت داشتند می دانستند که آقایان با هم رفاقت دیرینه دارند و پاتیل رفاقتشان با این کفگیرها سازگاری ندارد ، پس بیائید دست کم با خودتان صادق باشید و خودتان ، خودتان را گولمالی نکنید ، خلایق پیشکشتان .

 

ششم ، محمود بصیری :

هنر پیشه . دست کم آرایشگاه زیبا را اکثرا به یاد دارند ، در خبرها خواندم شاید کمتر کسی می دانست که او و الی آخر ، سایت محترم و وزین الف ، همه می دانستند ، یا شما تازه یادتان افتاد یا الان وقت مناسبی بود ! والا همه می دانستند که از زمان کاندیداتوری آقای احمدی نژاد این بنده خدا از کار بیکار شد چون کمی شکل و شمایلش به جناب رئیس جمهور می رفت و پیشه اش طنز بود ، حالا دیگر "شاید کمتر کسی می دانست"  چه صیغه ای است ؟!

هفتم ، یک خبر از سایت مشرق : پشت پردۀ نظام های سلطنتی و پادشاهی اروپا :

مشرق عزیز ، کارتون درسته یه حرف جداست ، اما واقعا به ما چه که پشت پرده شان چه می گذرد ، باور کنید با خواندن این خبر ، یاد بخشی از فیلم مارمولک افتادم که آقا مجتبی از رضا مارمولک پرسید : می گویند قطب شمال شش ماه شب است و شش ماه روز ، حالا اگر بین مسلمین با قطب شمال جنگی در بگیرد تکلیف آن مسلمانی که اسیر شده چیست ؟ نمازش یومیه است یا نماز شب محسوب می گردد ؟ حاج رضا ( البته دور از جان حجج اسلام ) مارمولک هم گفت : بله ، اتفاقا در این باب بین علما هم اختلاف نظر است ، عده ای می گویند که نماز ها یومیه است و عده ای هم می گویند هر نمازی که خوانده شود نماز شب محسوب می گردد و اصلا گور بابای قطب شمال ، شما چکار به این کارها دارید !، شما بهتر است نمازتان را بخوانید و به وقت شرعی خودتان هم بخوانید ! عزیز من ، پشت پردۀ اونها که نون نمیشه واسه ما ، قاسد و فاسق اند ؟همه می دانیم ، ما اگر خیلی مرد باشیم پاتیل خودمان را هم می زنیم که آشمان ته نگیرد !

هشتم ، حمله احتمالی اسرائیل به ایران :

آن چیز که عیان است چه حاجت به بیان است ؟ آمریکای ننه مرده که هنوز از شر بدهی ها و مخمصه های باتلاق های افغانستان و عراق نجسته ، بخواد یا نخواد توانشو نداره که به قول بچه های امروزی حرکت بزنه ، اسرائیل هم که تکلیفش معلومه ، نه امکانشو داره ، نه توانشو داره ، رجز خون زیاد داره ولی مبارز نداره که بفرسته توی میدون ، حالا این وسط ما چی میگیم ؟ هی از حمله اسرائیل حرف می زنیم و توان نظامی برآورد می کنیم و قس علی هذا ؟ میگن سگی که زیاد وق وق میکنه بگیر نیست ، کافیه ندیده بگیریش و به راهت ادامه بـدی ، خـودش لال میشه ، من نمی دونم اینهمه تحلیل های مثلا نظامی چیه که این خبرگزاری ها گزارش می کنن ؟ یکی ندونه باورش میشه که اسرائیل رقمی هست که بره زیر رادیکال جذری هم پس میده !، خود آزاری داریم به قول یه بنده خدایی  آیا ؟

 

نهم ، کشتار مسلمانان در میانمار و هند و بنگلادش :

جای صدها هزار تاسف داره وقتی می بینیم پیروان فرهیخته ای بنام بودا که مردم را از کشتن حتی حیوانات موذی و نا سودمند منع کرده ، اینگونه بنام دین و تابعیت به جان خلق افتاده اند و فجایع اسفناکی را به بار می آورند ، من شک  ندارم که تن بودا روزی صدها هزار بار به لرزه در می آید و طفلکی روحش که کاری هم از دستش ساخته نیست ، بدون شک اینها بودایی نیستند ( هر چند که بودا به 9 شاخه مختلف تقسیم گردیده)

ولی تا آنجا که بنده حقیر شناخت دارم بودا کیش مهرورزی و گذشت است نه نسل کشی و هفت تیر کشی !

قطع به یقین این جماعت بودایی نیستند و حکم خوارج را دارند در دین مبین اسلام ، چگونه ممکن است آدم یک مانک بودایی هفت تیر به دست را تجسم کند ! در حالیکه بودا بیش از همه یکه و تنها مانده در این میان . باید به دالای لامای نژاد پرست و آمریکایی و صهیونیستی مآب تبریک گفت بابت پیروزی اخیرش در هرج و مرجی که بـراه انداخته ، دالای لامـای سیـاسی آیـا ممکن است تبعـاتی جـز کشتـار و خونـریـزی و نسـل کشـی به ارمغـان بیاورد ؟! به همـان میـزان جمهـوری  کمونیست خلق چین را تایید نمی کنم کـه دالای لامـای صهیـونیست را .

دهم ، از اون حرفا :

روزی اگر برویم ، حرفی جز این نگویم

فریاد سبز جنگل ، اخطار تیشه ام من..................

حالا نوشتیم فریاد سبز جنگل ! به قول محمد رضا مدحی ( آقا سید رضا حسینی ) مدیونید اگر مرا سبز اللهی فرض کنید . بنده نه سبز فتنه ام ، نه قرمز مهر ورز ، اما از آبی استقلال خوشم می آید ، حالا بماند که حاجی فتح الله زاده عزیز ، خیلی جای گله و شکایت دارد و زیادی حاشیه باز شده این روزها !!!

محض غر زدن و نق و نوق ، سوژه کم نیست ماشاء الله ، ولی حوصله هم نیست ، با همین ده بند ختمش می کنیم ، امید که خدا عاقبتمان را بخیر ختم کند ( انشاء الله) .