لبیک یا حسن یعنی : ان تکون انت و اهلک و اولادک و مالک فی هذه المعرکه
دوستان عزیز
شعری که ذیلا خواهید خواند ....توسط آقای میرداماد مداح اهل بیت خوانده شده و حقیر اطلاعی از نام و نشان شاعرش ندارم...ابتدا قصد داشتم شعری از خودم را در معرض دید شما بگذارم ولی دیدم آنچه که گفتنی است را این شاعر دلسوخته زیباتر ارائه کرده :
پلکی مزن که چشم ترت درد می کند
پر وا مکن که بال و پرت درد می کند
می دانم اینکه بعد ِ تماشای ِ اکبرت
زخمی که بود بر جگرت درد می کند
با من بگو که داغ ِ برادر چکار کرد!
آیا هنوز هم کمرت درد می کند؟!
مانند چوب خواهش ِ بوسه نمی کنم
آخر لبان خشک و ترت درد می کند
لبهای تو کبود تر از روی مادرت
یعنی که سینه ی پدرت درد می کند
می خواستم که تنگ در آغوش گیرمت
یادم نبود زخم سرت درد می کند
کمتر به اسب نیزه سوار و پیاده شو
از هجمه های سنگ سرت درد می کند
+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم دی ۱۳۸۷ ساعت 15:54 توسط رضا قلی پور
|
تفسیر شبناله های باد در کوچه های گنگ و تهی از عبور نیست