جسته گریخته های 5
رحلت نبی اکرم ، حضرت محمد صلی الله علیه و آله ، و شهادت کریم اهل بیت ، امام حسن مجتبی (ع) را خدمت یکایک دوستان و محبان آن خاندان پاک و منزه ، تسلیت عرض می کنم .
آدم گاهی هوس خرید از یک فروشگاه بزرگ به سرش می زنه ، ولو اینکه صرفا بخواد سیب زمینی و پیاز و گوجه بخره . هوس می کنی بروی به همین بهانه در یک فروشگاه بزرگ قدم بزنی و با مردم معاشرت کنی و به کالاها و اجناس گوناگون چشمی بچرانی . خب من هم امروز هوس کردم ، رفتم فروشگاه تسکو لوتاس در همین نزدیکی های خودمون ، فروشگاه اگر چه خودش به حد کافی بزرگ است ، اما ، در زمینی که چندین برابر فروشگاه مساحت دارد بنا شده ، خب ، طبیعیه که پارکینگ و محوطۀ بزرگی را هم شامل بشه ، اما از همون ورودی محوطه ترافیک بسیار زیادی بود ، گفتم یکی دو روز اول هفته است و شلوغ شده این ساعت ، اما وقتی وارد فروشگاه شدم ، سرم گیج رفت ، همهمه ای بود که نگو و نپرس ، محض رضای خدا حتی یک چرخ هم پیدا نمی شد ، مردم هر جا توی فروشگاه یک چرخ بی صاحب پیدا می کردن یا اینکه اگر چرخی بود که صاحبش غافل بود صاحب می شدن ، واقعا یکه خورده بودم ، به خودم گفتم لابد خبری شده ! قراره قحطی ای ، چیزی بیاد که این جماعت مثل قوم مغول سرازیر شدن و دارن در حد خودکشی خرید می کنن !! اصلا انگار نه انگار که اینا همون مردمی هستن که واسه یه بات صد و یک بار پشتک وارو می زنن و یه بات کاسب شدن از اینا کار حضرت فیله !! دیگه واقعا باورم شده بود که جنگی ! قحطی ای ! چیزی توی راهه . یهو خدا زد پس کله ام ، به خودم گفتم آخه کم خرد ، اینهمه که تعجب کردی خب لب باز کن از یکی یه سوالی بپرس ، خلاصه از یه آقایی پرسیدم چی شده ؟! چرا امشب اینجا اینقدر شلوغه ؟ خبریه ؟ یه لبخند ملیح تحویلم داد و گفت : مگه نمی دونی ؟! فردا سال نوی چینی است ، دوباره یه نگاهی به اونهمه جمعیت کردم ، با این که گفتنش آسونه ولی باورش سخته جون خودم ، خنده ام گرفت ، یاد شب سال نوی خودمون افتادم که انگار قرار قحطی بیاد و مردم مثل مور و ملخ هر چی دستشون میاد می خرن و می برن خونه انبار می کنن ، همینجوریه ، خب ، قبلا هم سال نوی چینی ها را دیده بودم ، ولی شب قبلش نرفته بودم سری به هیچ فروشگاهی بزنم ، فردا شب هم که حکمش توی تایلند مشخصه ، می زنن و می خونن و می نوشن و می رقصن ، لذا ، از همین فرصت استفاده یا سوء استفاده می کنم و سال نوی چینی را به همه چینی ها و چینی تبارها تبریک میگم ، از آقایون بد عنق و از خود متشکر و خیلی شارلاتان و بی نهایت مغرور اما بزدل چینی گرفته ، تا خانمهای به ظاهر خیلی مهربون اما زبون باز و کیسه دوز چینی و ایضا ، زعمای کشور دوست و برادر ، اما کمونیست ِ جمهوری خلق چین ، امیدوارم سال جدید سال نسبتا پر برکتی براشون باشه و میزان صادراتشون به اروپا و آمریکا سر به فلک بزنه ، اونقدر که روسای اتاقهای بازرگانی آمریکا و کشورهای اروپایی دوباره ازشون بخوان که جون مادرتون صادراتتونو کم کنید ، مادران تولید کننده های داخلیمون به عزاشون نشوندین، همونجور که در ایران این اتفاق افتاد ولی اتاق بازرگانی و وزارت بازرگانی و سایر مراجع ذیصلاح نه خواهش کردن و نه اصولا تولید کننده و مادران عزاداراشون را دیدن .
اصولا هر بار که به فلسفه پیدایش و شکل گیری و کانالیزه شدن خبر و کلا تزریق اخبار فکر می کنم ، ته تهش چیزی عایدم نمیشه ، خصوصا در این دور و زمونه که امروز یکی یه چیزی میگه و فردا میگه : من گفتم؟! احتمالا عده ای خواستن شیطنت کنن ، یا اینکه کلا طرف از دوغ حرف میزنه اما خبرگزاریهای مختلف از ماست و شیر و پنیر اسم می برن . واقعا اینهمه خبرگزاری و رسانه و نمی دونم چی چی ، چی چی حافظا ، که هفت خوانی برای خودشون درست کردن و رستم و گیو و گودرز و اسفندیار را یه روز به عرش عزت و روز دیگه به فرش ذلت می نشونن و می کوبونن، چی میخوان از جون زندگی مردم؟! چرا اجازه نمیدن مردم یه لقمه کوفتی ، خوش از گلوشون پائین بره ؟! اصلا کلا رسانه های غربی که هیچ ، بیگانه و برانداز و حقه باز و الی ماشاء الله هر چی بگیم هستن ، ولی ، رسانه های خودی و داخلی چشون شده ؟! رئیس یه رسانه یه چیزی میگه ، معاونش یه چیزی میگه ، مدیر کل فلانش یه چیزی میگه ، رئیس فلان قسمت هم یه چیز دیگه میگه ، حالا یه وقتایی هم می خوان یکسو بشن ولی یهو این وسط سبقت و سبقت بازی پیش میاد، مثلا رئیس رسانه میگه رسانه های غربی دارن فلان توطئه را تدارک می بینن و به سازمان ملل و بان کی مون و غیره و ذالک شکایت می کنه ، بعد یه معاونش میگه ما سعی کردیم اینجور کنیم ، یه معاون دیگه میگه نه ، ما فقط سعی کردیم اونجوری کنیم ، یهو می بینی این وسط رئیس فلان قسمت اون رسانه میاد یه ادعایی می کنه که خود رئیس رسانه هم ، اینجوری مدعی نمیشه و نشده !!! ( پناه بر خدا ) .
من آخرشم نفهمیدم که سیاست پدر و مادر نداره ؟! یا داره ، اما والدین حقیقی اش نیستن ؟ یا کلا خواهر و برادر نداره ؟ یا اصلا چی داره و چی نداره ؟! نمی دونم ! آمریکا بود که گفت ؟ اتحادیه اروپا و کاترین اشتون بودن که گفتن ؟ ( خدا منو ببخشه ولی این کاترین اشتون از منم زشت تره ، بیچاره سعید جلیلی که باید در خلال اجلاس هم قیافشو تحمل کنه هم کنارش گاهی راه بره ، شایدم خوش به حالش ؟! اصلا به من چه ، ای بر نفس آدمیزاد لعنت ، اصلا بگذریم بابا ) ، حالا ، گفته بودن ، شنیده بودیم ، یا شایدم خونده بودیم که صالحی رئیس انرژی اتمی ایران به قول خودمون یا خودشون !! تحت تحریمه !! ، به قول اون دوستانی که الان توی شرجی کالیفرنیای جنوب یا شایدم تنگ بخاری کالیفرنیای برفی ِ یه جای نزدیک نشستن ، آندر سنکشنه و وانتده !! بعد یهویی آقای احمدی نژاد معرفیش می کنه و مجلس رای اعتماد بهش میده و ایشون میشه مقام شامخ وزارت خارجه ، خب ، وزیر خارجه ای که تحت تحریم و تعقیب مجامع قضایی بین المللی باشه به کجای دنیا می تونه سفر کنه؟! یا این تحریما کلا خواب بود ، یا همش حباب روی آب بود ، یا دولت دهم و مجلس شورای ملی هوس کردن به ریش همه جهان غرب و نظام سلطه یه جا بخندن و حالشو ببرن ، یا واقعا کندۀ آمریکا و اروپا دیگه الوار نمیده زیر تیغ چوب بری ؟! یا این غلطای زیادی به من نیومده !! هر چی که هست ، یا بود ، یا خواهد بود ، یا میخواهد که باشد ، خب باشد ، به من چه اصلا ؟! ولی باحاله خدائیش .
فعلا دست به نقد شاد باشید تا بعد .
موسیقی متن :
خواننده : عبدالعلی وزیری
نام آهنگ : ای وطن
در صورت عدم اجرای فایل صوتی ، دوستان می توانند از طریق لینک زیر به موسیقی گوش دهند :
http://avazasil.ucoz.com/A/a-Vaziri/Eyvatan-Avazasil.con.mp3
با عرض پوزش ، یادم رفت که بگم ، دوستان اصلا دنبال هیچ نوع ارتباطی بین موسیقی متن و نوشته این پست نباشید ، فقط از این آهنگ خوشم اومد ، فقط همین ، به همین سادگی .
تفسیر شبناله های باد در کوچه های گنگ و تهی از عبور نیست