جسته گریخته های 11 ( چهار چنگولی )
به قول یک دوست عزیزی که الان مدتهاست ازش بی خبرم و قاطی جماعت متاهلین و متعلقین شده : "در زندگی لحظاتی رخ می دهد که بشر همینجوری چهارچنگولی می مونه " ، دقت کردین ! همینجوری چهار چنگولی ، نگین خبر ندارین که اصلا زیر بار نمیرم ، برای همه پیش اومده قطعا ، ولو یک بار یا یک چارک ِ بار .
من هنوز نتونستم تجسم به خصوصی از چهار چنگولی موندن داشته باشم و البته لطفش هم به همین هست ، چون دقیقا درک می کنم چهار چنگولی موندن ، یه چیز خیلی خاص و منحصر به فردیه ، اما شک ندارم اون دوست عزیز فوق الذکر قطعا تعریف و تجسم خیلی با حال و به جایی از چهار چنگولی موندن داشته ، آخه اون یکی از خدایگان ناشناخته طنز کلامی – تجسمی بود که شک ندارم حالا حالاها مثل اون نمیاد و اصلا هر وقت اراده میکرد طنز را هم به طنز و شوخی می گرفت ، فکر کن !
دلم میخواد همینجا اعتراف کنم و بهش بگم : آهای ، اونی که خودت می دونی روی سخنم با توئه ، همیشه فکر میکردم خیلی بیشتر از تو می فهمم ، ولی الان شک ندارم که !، الهی بمیرم ، چطور احمقی مثل منو مدتها تحمل کردی و هیچوقت به روی خودت نیاوردی ؟! کاش همین الان بودی و بهم می گفتی : الاغ جان بیا که دنیا بی تو صفایی نداره !
یک سلسسله حرفهایی هست که لامذهب گفتنش می تونه مایه دردسر باشه و نگفتنش مایه غم باد ، حالا آدم چهار چنگولی می مونه که بگه ، یا نگه و غم باد بگیره !!!
غالبا همه جای دنیا بستر فرهنگی جامعه بر این اساس هست که مردم قانون را رعایت می کنند ، اما در مملکت ما ، اصولا قانون بجای رعایت شدن ، اعمال میشه !! یعنی با استفاده از ابزار فشار ، حالا میخواد جریمه باشه یا هر چیز دیگه ای ! یعنی یه جاهایی قانون به گونه ای هست که عامه پسند است و مردم پیش از آنکه به اعمال قانون برسند ، خودشون را ملزم به اجرای قانون می دونن ، اما در مملکت ما ، قانون اعمال شدنیه ، مثل همون تیم پلیس نامحسوس که یه بنده خدایی در لفافه ادب ، اما کاملا بی ادبانه ، به اعمال قانون می پرداخت و من یادمه همیشه آرزو میکردم هیچوقت این آدم ظاهرا خیلی مودب را بنا به هیچ دلیلی و در هیچ مکانی ، زیارت نکنم . توی خبرها خوندم که جدیدا حرف زدن پشت رل اتومبیل حتی با هندز فری هم جریمه داره ، آخه بابا ، به قول اون بابا که کسی دوستش نداره : گاماس گاماس .
یادمه یه روز با همون دوست گرامی ، داشتیم با پنجاه کیلومتر سرعت یه خیابون سرازیری را می اومدیم پائین ، پلیس دوربین کار گذاشته بود ، دستور توقف دادن ، ما هم با خاطر جمع ایستادیم ، چون تازه از پمپ بنزین در اومده بودیم ، و اصولا نمی تونستیم هم سرعتی داشته باشیم ، پلیس سرعت ما را غیر مجاز و 98 کیلومتر اعلام کرد ، وقت گفتم لطفا ثبت سرعت ماشینم را نشونم بدین ، یه سرباز وظیفه گفت : نه بابا ، میخوای یه عکس تمام رخ هم برات بندازم !!!
توی خبرها خوندم ، برادران دالتون که با یک گروه دیگه خلافکار درگیر شده بودن در تهران دستگیر شدن ، چهار چنگولی موندم که اینها خودشون اسم دالتونها را انتخاب کرده بودن یا براشون علی القاعده خبرنگاری اسم انتخاب کردن ! به من هم بگن مثلا جو دالتون یا آریل دالتون جوگیر میشم خب ، از اینها گذشته ، این دار و دسته های دالتون و اینا اصولا از کجان و چه جوری شکل میگیرن ؟! من فکر می کنم از سر شکم سیری نیست ، وقتی یارانه نقدی یک دوره به گفته خود دولت پنجاه و هفت هزار میلیارد تومان میشه ، چطوریه که بجای یکی چندر غاز واریز کردن به حساب مردم ، نمیان چند تا کارخونه راه بندازن که هر کدوم هزار تا نون خور مستقیم داشته باشه که هر یه نون خور شکم سه نفر را سیر کنه خودش میشه کلی آدم !! فکر نکنم معضل بیکاری و فقر که روز به روز رشد فزاینده تری دارد با چندرغاز پول تو جیبی ماهیانه حل بشه ! میشه ؟! حالا این مال این یه دوره بود ، با احتساب دوره ها در یک سال گمان کنم بیکاری به چیزی معادل صفر برسه ، هر چند من که حساب کتابم مثل دفتر مشق کبری زیر بارون خیس خورده و نم کشیده !
مقامات از مصرف روز افزون نوشیدنی های الکلی ابراز نگرانی میکنند ، حق هم دارند خب ، ولی چطوریه که مواد مخدر از در و دیوار مملکت مثل نقل و نبات می ریزه ماشاء الله !! به قول یه بابایی ، اگه از درب خونه بزنی بیرون واسه خرید هر نوع ماده مخدر نیم ساعت زمان میخواد ، ولی برای خرید هر نوع مشروب الکلی شش هفت ساعت دست کم معطلی ، تازه آیا بشه آیا نشه !! ببین کار دنیا به کجا رسیده که از ایران شیشه قاچاق میکنن به تایلند که خودش یک ضلع از مثلث طلایی حمل و ترانزیت شیشه و کوکائین دنیاست !!
البته مبارزه با بدحجابی خیلی هم خوبه ، به هر حال این مملکت اسلامیه ، ولی مبارزه با حمل و نگهداری سلاح های گرم و سرد غیر مجاز هم خیلی بد نیست ها ، کمک میکنه به سلامت جامعه ، یارو می گفت سر جای پارک با یکی حرفم شد ، یه پنج تیر وینچستر را روز روشن از ماشینش در آورد و گفت می زنم ها ، اونم بهش گفت : آقا جون ، چیز خوردم را واسه همین موقع ها ساختن دیگه ، هم حق با شماست هم جای پارک مال شماست !!
طرف از زندان با قید وثیقه آزاد میشه ، توی جلسه پول و اعتبار شرکت می کنه ، یه بابایی واسه مهریه میره زندون ، وقتی در اومد انگار قاتل بالفطره است ، باهاش همونجوری رفتار می کنن !!
ماشاء الله دولت دهم شده مثل آقای ده نمکی ، هنوز فاز اول هدفمندی یارانه ها با رقص عربی بازار دلار و طلا به پایان نرسیده ، دارن با عجله قسمت دوم را تولید می کنن بلکه به جشنواره برسونن ، آقایون شما را به شاخ سبیل هر چی لوتی و با مرامه کوتاه بیاین ، غیر از مورد هسته ای که الحق والانصاف جای کوتاه اومدن نداشت ، الباقی دست روی هر بازاری گذاشتین باتلاق شد و حرف از هر کالایی زدین نایاب ، این سال آخری رو جون هر چی مرد و لوتی و بامرامه بسازین با نداری مردم . جای دوری نمیره والله .
هی چپ میرن و راست میان ، دم از برخورد با نا هنجاری های دریای خزر میزنن ، آقا والله اون خزر ننه مرده که پیش از اینم بیش از اینم سهم بود ( همه ایرانی ها ) ، دریا نیست ، دریاچه است ، حالا شما سخاوت دارین و دریا خطابش می کنین ، تا کور شود هر آنکه نتوان دید ! اولا که بعد از پیشروی دریاچه خزر در سالهای ماضی ، هر کی دو متر ، سه متری توش رفت به دلیل وجود چاه ها و فاضلابهای خانگی مدفون در آب جونش پای خودشه ، ثانیا ، خزرو ولش ، کیشو بچسبین ، ثالثا ، با کمی سعه صدر و دیده اغماض که بنگریم ، شاید اونقدر که میگن شهر شلوغ نیست !!! شایدم هست و من بی خبرم !!! رابعا ، از این خزر ننه مرده ساحلی هم مونده اصلا !!! متر کنین ، بینی و بین اللهی نصف بیشترش مال ارگانها و سازمانها و وزارتخانه های دولتی است ، خود شمالی ها مانده اند بی خزر و بی خبر !
آقای بانک مرکزی محترم ، من با علم و سواد و تخصص نداشته ام و خلاصه با همۀ چیزهای نداشته ام ، می فهمم که سفته باز و صراف و زرگر و دلال جماعت ، توان ِ اینکه همچین تاثیر ژرف و شگرفی بر روی بازار طلا و ارز بذارن را ندارن ، حالا شما میگی دارن ! باشه ، اصلا ما هم میگیم دارن ، فقط نمی فهمم چطوری شما توان اینکه این جماعت و این بازار واویلا را با این نوسانات سرسام آور کنترل کنین را ندارین ؟! به لطف همه شعارهای قشنگی که سر دادید و تدبیر های زیرکانه ای که نیندیشیدید ، یا اندیشیدید و جواب نداد ، کمر اقتصاد مملکت تاب آورد و الان دیگه میشه بهش گفت اقتصاد کمانی ، از صدقه سر همین الطاف شما ، بابای واردات و صادرات به عزا نشست و کلی کاسب و تاجر ریز و متوسط و بعضا درشت هم پکیدند . دست شما درست ، خیر ببینید از نوع جزیلش .
مجلس نهم هم اینجور که بوش میاد توفیری با مجلس قبلی نداره ، دوباره علی آقای لاریجانی شدن رئیس و نمایندگان گرامی هم که بجای وکالت مردم فعلا سرگرم گیر دادن به اعتبارنامه های همدیگه هستن ، این وسط نمایندگان محترم منتخب مردم تهران هم که گوی سبقت را از بقیه ربودن و اعتبار نامه ای نمونده که از گیر و گور حضرات در امان مونده باشه ، من موندم پس کی قراره به داد مردم برسند و دردی از مردم دوا کنند !! البته اگر اصولا مردم دردی داشته باشند !!
یه ضرب المثلی هست که میگه : کم داشتیم جن و پری .... این مونده بود تو بپری ! ببین کار به کجا کشیده که فوتسال ایران که انصافا همیشه تیم قدری بوده بیاد به این تایلندی های شیش تا یک قرون ببازه ، بعد اینا واسه ما افه و افاده بیان که هه هه هه دیدین تیمتون باخت ! حالا این فوتسالمون بود ، فوتبالمون هم که با ازبکستان از بیخ گوشمون گذشت به مدد داور و ابر و باد و مه و خورشید و فلک . وا خجالتا !!
اینقدر سوژه دارم واسه غر زدن که نگین و نپرسین ، ولی سوال اینجاست که چرا ؟ آخه چرا ما باید همیشه یک جای کارمون بلنگه ؟! واقعا بشریت حق داره ، دست کم در محدوده جغرافیایی ایران حق داره که همینجوری چهار چنگولی بمونه خب ! ضمنا الان کلی عصبانی ام ، اصلا هر کی دلش خواست این پست را سیاسی یا هر چی میخواد تلقی کنه ، ولی فقط یکی پیدا بشه بگه آخه چرا ؟! .
تفسیر شبناله های باد در کوچه های گنگ و تهی از عبور نیست